عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

511

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

بر ما مىگريند و ما بر كسى نمىگرييم ، هرآينه جگرهايمان از شتران سخت‌تر است . 1076 - 1077 لعلك نافعى . . . ص 379 اى عروه شايد روزى تو مرا به كار آيى آنگاه كه همسايه كسانى شوم كه در زير خاكند ، هنگامى كه جز من همه مردند و مرا به خاكى درشت و ناهموار همچون شتر واگذاردند . 1078 - و نار . . . ص 379 آتشى همانند دل و جگر شتر سالخورده كه روشنى آن را شباهنگام وزش بادهاى سرد بالا مىبرد . 1079 - 1080 لمن ضوء . . . ص 380 از آن كيست شعله آتشى كه در آن مسيلهاست آتشى در سرزمينهاى پست گويى گاوى سينه سفيد از جنس وحش است ؟ ! هرگاه باد از آن روى گرداند با روشنيى كه دارد همانند شاخه‌اى تر و خشك از درخت « اثل » آشكار مىشود . 1081 - 1082 متوضح . . . ص 380 تهيگاه‌هايش ( آن گرگ ) متمايل به سفيدى و درخشنده است ، دو دستى چالاك دارد ، و آن را همانند اسبى دست و پا سفيد مىپندارى ، همانند دود ساطع از بريان‌كننده پاى ملخى بر بالاى تپه‌اى ؛ بريان كننده‌اى كه گرسنه است و گياه « عرفج » « 135 » ترى را روشن نموده است . 1083 - 1090 و سقط . . . ص 380 جرقه‌اى همانند چشم خروس را با ( رفيقم ) « 136 » دست بدست گردانيديم ( يا از يكديگر گرفتيم ) و براى محل فروافتادن آن جرقه لانه‌اى آماده ساختيم . آتشى نمايان و ظاهر است كه مادر آن ( آتشزنه زيرين ) به نر آن ( آتشزنه رويين ) ( دست نمىدهد ) « 137 » ، هرگاه اطراف آتشزنه زيرين

--> ( 135 ) - « عرفج » بارهنگ آبى . ( فرهنگ معين ) . - م . ( 136 ) - عبارت داخل پرانتز ترجمه « صاحبى » مطابق روايت ديوان ذى الرمة ( ج 3 ، ص 1426 ) است ، در متن الجمان بجاى آن « صحبتى » نقل شده است و روايت ديوان به قرينه « فقلت له » صحيح‌تر است . - م . ( 137 ) - جمله داخل پرانتز ترجمه « لا تمكن » مطابق روايت ديوان ذى الرمة ( ج 3 ، ص 1426 ) است در متن الجمان بجاى آن « لا يذكر » نقل شده است ، و در صورت صحّت آن ، احتمالا معنى چنين مىشود : « . . . آتشى كه نمايان و ظاهر است ، و آن نر ( آتشزنه رويين ) مادر آن آتش را نگاه نمىدارد . . . » . - م .